افشاگری تکاندهنده حجاریان: «هتاکی» که در بالاترین سطوح مهار نشد، اکنون جامعه را به کام خود میکشد!
سعید حجاریان به تحلیل اعتراضات و مرزبندی اصلاحطلبان با حاکمیت در نظام سیاسی پرداخت.
سعید حجاریان، نظریهپرداز برجسته جبهه اصلاحات، در گفتوگویی تفصیلی به تحلیل اعتراضات اخیر و وقایع دیماه پرداخته و ضمن نقد عملکرد حاکمیت و اصلاحطلبان، راهکارهایی را برای برونرفت از وضعیت کنونی ارائه کرده است. وی مهمترین نقیصه اصلاحطلبان پیشرو را عدم مرزبندی روشن و صریح دانست و بر لزوم بهروزرسانی مستمر این مرزها تاکید کرد.
نقد نظام سیاسی و لزوم مرزبندی اصلاحطلبان
حجاریان با ابراز تسلیت به خانوادههای آسیبدیده در اعتراضات دیماه، وضعیت کشور را متأثر از متغیرهای ژئوپلیتیک، روندهای جهانی و تحولات درونی دانست. او معتقد است که نظام سیاسی ایران با بیتوجهی به "عقل سرد" و عدم درک صحیح از گذارهای منطقهای، تغییرات نسلی و تحولات ارزشی، زمین سیاست را تا حدی ناهموار کرده که عملاً فضایی برای سیاستورزی باقی نمانده و تنها کاریکاتوری از سیاست مشهود است.
این نظریهپرداز اصلاحطلب در ادامه گفتوگوی خود، نداشتن مرزبندی را یکی از نقیصههای بزرگ اصلاحطلبان پیشرو و تحولخواهان دانست. او تاکید کرد که یک نیروی سیاسی، فارغ از عنوان خود، باید مرزبندیهای روشن و صریحی داشته باشد و پیوسته آنها را بهروز کند. حجاریان دیدگاه خود را اینگونه تبیین کرد که یک نیروی سیاسی در موازنه میان جامعه و حاکمیت باید نگاهش به سوی جامعه باشد؛ زیرا وجود مردم مقدم بر حکومت است و در صورت اتهامزنی به جامعه، باید صراحتاً با آن مرزبندی کرد.
ریشههای خشونت و ناهمواری صحنه سیاسی
حجاریان به معضل "هویت" در سیاستورزی اشاره کرد و گفت که دیگر هویت صنفی و حزبی باقی نمانده و ایده ایجاد "سامانه ملی اعتراضات" را نشاندهنده عدم درک مسئولان از روندهای جامعه دانست. وی ریشه خشونتهای کنونی را در عدم برخورد بهموقع با هتاکی و بهتان در سطوح عالی در گذشته ارزیابی کرد که اکنون به کف جامعه منتقل شده است. او همچنین تحولات سال ۱۴۰۱ را آخرین سنجهای دانست که میتوانست به حاکمیت انذار دهد اما تغییرات لازم انجام نشد.
این تحلیلگر مسائل سیاسی، نقد خود را متوجه نظام معرفتی فعلی نیز کرد و اشاره کرد که پروژههای شکلگرفته با هسته اخلاق فردی، حقوق شهروندی و دموکراسیخواهی همگی به تیر غیب دچار شدهاند. او بروز کلمات رکیک از سوی جوانان را نتیجه این روند دانست و نه ایراد متوجه خود جوانان.
نقش رسانه و آسیبشناسی جنگ روانی
حجاریان به نقد عملکرد رسانهها پرداخت و دو نگاه "ملی" و "محفلی" را در میدان رسانه کشور تشریح کرد. او نگاه ملی را که معتقد به حضور همگان و رقابت کیفی است، زیر ضرب رفته دانست و نگاه محفلی را که بر تولید محتوای مهندسیشده و بولتنبازی استوار است، غالب توصیف کرد. به اعتقاد وی، غلبه این نگاه باعث میشود رقیب خارجی با بودجه و محتوای جذابتر، میدانداری کند.
وی در مورد مفهوم "جنگ روانی" نیز هشدار داد و گفت که این مفهوم رهزن و گمراهکننده شده است. حجاریان تأکید کرد که جنگ روانی زمانی مؤثر واقع میشود که بستری از ناکارآمدیها فراهم باشد و صرف ادعاهای بیاساس نمیتواند جنگ روانی تخریبی ایجاد کند. وی همچنین خواستار دقت در بهکارگیری مفاهیمی مانند "انقلاب" و "کودتا" شد.
علل فراگیری اعتراضات و فراتر رفتن از قوه مجریه
حجاریان در پاسخ به چرایی فراگیری اعتراضات و عدم محدود ماندن به قوه مجریه، ساختار قدرت در کشور را ریشه این مسئله دانست. او با اشاره به سنت روسای جمهور پیشین (هاشمی، خاتمی، روحانی و حتی احمدینژاد) که خود را در عرض رهبری تعریف میکردند، گفت: سنتی که از سال ۱۴۰۰ بنا نهاده شد، رئیسجمهور را در طول رهبری تعریف میکند که نتیجه آن عدم خطاب قرار گرفتن رئیسجمهور در اعتراضات ۱۴۰۱ بود. او این مسئله را تا حدودی در مورد آقای پزشکیان نیز صادق دانست که بارها خود را ذیل سیاستهای کلی تعریف کرده است.
درباره پراکندگی اعتراضات در شهرهای مختلف کشور، حجاریان از بین رفتن فاصله مرکز و پیرامون را نتیجه زیست روزمره و شبکههای ارتباطی دانست. او بوروکراسی ناکارآمد و احکام ناعادلانه قضایی را از جمله مسائلی دانست که باعث اشتراک نظر مردم در نقاط مختلف کشور شده است. حمله به صداوسیما در شهرستانها را نیز نماد اعتراض به وضع موجود قلمداد کرد.
در خصوص خشونتآمیز شدن اعتراضات، حجاریان به تحلیل رفتن قدرت پیشبینی و پیشگیری نظام سیاسی و لاینحل ماندن معضل "کنترل خیابان" و پلیس ضدشورش در کشور اشاره کرد. وی تاکید کرد تا زمانی که معضلات به شکل تبلیغاتی حل شوند و حیات اجتماعی و سیاسی از جوانان سلب شود، باید منتظر امواج اعتراضی بود.
افق جامعه و نقد کمیته حقیقتیاب
حجاریان افق جامعه ایران را محصور در مثلثی پیچیده دانست: اسرائیل با هدف افقزدایی از جامعه، دولت ترامپ با فشارهای حداکثری و حاکمیت داخلی که افق اصلاحات درونزا را مسدود کرده و هیچ نشانه ای از تغییرات ملموس نشان نمیدهد. او معتقد است این وضعیت به دو پیامد تسلیمطلبی و حمایت از مداخله خارجی و همچنین فرسودگی و افسردگی اجتماعی منجر خواهد شد.
در پایان، حجاریان تشکیل کمیته حقیقتیاب بینالمللی را بیاثر دانست، زیرا به عقیده او هیچ نهادی در دنیا به بیطرفی شهره نیست و آرای آن لازمالاجرا نیستند. او همچنین کمیته حقیقتیاب داخلی را نیز ناکارآمد دانست و به تجربیات پرونده قتلهای زنجیرهای و کوی دانشگاه تهران اشاره کرد که نشان داد ساختار حقیقتیابی در ایران فشل است. وی سپس به طرح این پرسش پرداخت که مسئولیت خونهای ریخته شده در اعتراضات دیماه بر عهده چه کسی است: ترامپ، نتانیاهو، رضا پهلوی، نیروی امنیتی، روشنفکران یا رسانهها؟