6 راز پنهان: ایران چگونه معادله قدرت جهان را زیر و رو میکند؟
ایران در نظم نوین جهانی، با وجود تحریمها، به دنبال بازآفرینی قدرت و حکمرانی است.
جهان در حال عبور از پیچیدهترین گذار تاریخی است که ایران را در بزنگاه بازآفرینی قدرت و تعیین جایگاه در نظم نوین قرار داده است. ستونهای نظم پس از جنگ سرد لرزان شده و رؤیای «پایان تاریخ» لیبرالدموکراسی رنگ باخته است. عصر گذار، بهجای همگرایی و جهانی شدن، بهسمت واگرایی، چندتکهشدن و بلوکبندیهای جدید پیش میرود و جهان چندقطبی دیگر یک ایده نظری نیست، بلکه واقعیتی در حال وقوع است.
بازیگران فعال در مهندسی نظم نوین جهانی
در جریان این تغییرات، کشورهایی مانند آمریکا با درک افول هژمونی خود و لزوم حرکت بهسمت ساخت جدیدی از قدرت، در تلاش برای بازتعریف قواعد بازی، ایجاد کریدورهای جدید و تضعیف کشورها و قطبهای رقیب خود در زنجیرههای ارزش جهانی هستند و از فعالترین بازیگران در مهندسی نظم نوین محسوب میشوند. از دیگر بازیگران فعال در این زمینه میتوان به چین و روسیه اشاره کرد که هر کدام بهعنوان قطب جدیدی از قدرت، در حال نقشآفرینی هستند.
فرصتها و الزامات نقشآفرینی ایران
ایران نیز که با پشتوانه تمدنی و موقعیت بینظیر جغرافیایی-اقتصادی خود در قلب این دگردیسی ایستاده و تجربیات مهم و مؤثری در بازیگری منطقهای و بینالمللی داشته است، باید از فرصت تغییر نظم جهان هرچه سریعتر استفاده نماید. نظم جدید جهان، خودبهخود بهنفع کشور شکل نمیگیرد و جانمایی در آن نیازمند درس گرفتن از تجربیات گذشته، درک درست عصر جدید، عبور از انفعال و گام نهادن در مسیر «بازآفرینی قدرت» است.
اگر در این لحظه تاریخی، با تصمیمات راهبردی، جایگاه ایران بازطراحی و تثبیت نشود، نهتنها فرصتها از دست میروند، بلکه کشور با تهدیدات جدی مواجه خواهد شد. تغییر نظم جهان، فرصتی بزرگ برای پیشرفت همهجانبه است؛ بهشرطی که از آن بهموقع، باتدبیر و هوشمندانه استفاده شود. این مهم، نیازمند «تحول در ساختار و شیوه حکمرانی»، «اجماع عملی بر شیوه مواجهه با تحریم» و «تعیین راهبردهای مؤثر و پیشبرد اقدامات متناسب با آن» است.
ضرورت تحول در ساختار و شیوه حکمرانی
تصمیمگیری سریع، قاطع و باکیفیت از الزامات تحول در ساختار و شیوه حکمرانی است. در نبرد تمامعیار کنونی، «ساختارهای بوروکراتیک و دیوانسالاری کشور بهویژه در سطوح مؤثر و عالی، همچنان متصلّب و کُند عمل میکند». «توزیع گسترده قدرت در ساختارهای مختلف تصمیمگیری، قاطعیت تصمیمات را با چالش مواجه کرده» و «اتخاذ تصمیمات کمکیفیت، حل مسائل حال و آینده را به تعویق انداخته است».
بنابراین، برای نقشآفرینی مؤثر در نظم نوین جهانی، تغییراتی چون «تسریع اتخاذ تصمیم در مسائل فوریتدار»، «حرکت بهسمت فرماندهی واحد و تمرکز قدرت در ساختارهای عالی تصمیمگیری» و «استفاده از نظام تصمیمسازی باکیفیت جهت اتخاذ تصمیمات مؤثر و آیندهنگرانه» در عرصه حکمرانی ضروری است.
اجماع عملی بر شیوه مواجهه با تحریمها
تحریم، مسئله مهم بینالمللی ایران است که باید در سطوح عالی ملّی، نسبت به شیوه مواجهه با آن «اجماع عملی» حاصل شود. شیوه مواجهه با تحریم در عمل تاکنون «دور زدن تحریم» از طریق شبکههای غیررسمی ارزی-تجاری بوده که بسیار پرهزینه است و اقتصاد ایران را در تله بقا گرفتار میکند. همزمان با دور زدن تحریم، «برداشتن تحریم» از طریق مذاکره نیز در مقاطع مختلف در دستور کار بوده، اما نتیجه پایدار و مؤثری نداشته است.
اگرچه مذاکره هیچگاه نفی نمیشود و میز گفتگو نباید خالی بماند؛ اما مذاکره ابزار است نه راهبرد و بهتنهایی باعث برداشتن تحریم نمیشود. لذا مؤثرترین شیوه مواجهه با این مسئله، «بیاثر کردن تحریم» است که از طریق «تولید قدرت با تکیه بر مزیتهای داخلی، منطقهای و بینالمللی» میسر میشود و امکان برداشتن تحریم را نیز فراهم میکند. در واقع، تحریم تا زمانی که اثر دارد، برداشته نمیشود و اجماع بر این فهم از مسئله در عمل، زمینهساز برونرفت از شرایط تحریمی بهویژه با استفاده از فرصتهای تغییر نظم جهان خواهد بود.
راهبردهای مؤثر در بازآفرینی قدرت ایران
در چارچوب بیاثر کردن تحریم، ضروری است راهبردهایی اتخاذ شود که ضامن بازآفرینی قدرت ایران در نظم نوین جهانی باشد. در این راستا، ۶ راهبرد پیشنهادی عبارتند از:
- توسعه زنجیرههای ارزش مبتنی بر صنایع پیشران: نقشآفرینی پایدار در منطقه و جهان، نیازمند تعریف همکاری پیوسته و شکلدهی به «کریدورهای اقتصادی» با محوریت ایران است. این مهم زمانی حاصل میشود که یک بدهبستان اقتصادی متقابل بین کشورهای هدف با ایران شکل بگیرد و هر کشور در این زنجیره، نقش منحصربهفرد خود را ایفا نماید. صنایع پیشران کشور، بهعنوان نمونه صنعت غذا، میتواند مبنای توسعه زنجیرههای ارزش منطقهای حول ایران شود و علاوه بر ارزآوری، وابستگی متقابل با کشورهای هدف را تعمیق بخشد.
- انطباق نقشه ارزی و تجاری: بیاثر کردن تحریمهای ارزی، از طریق تراز کردن تجارت با کشورها و شرکای بزرگ قابل تحقق است. این مهم باعث میشود امکان «تسویه ارزی مستقیم و دوجانبه یا چندجانبه» فراهم گردد و نیاز به تسویه ارزی تجارت از طریق کشور ثالث و نظام پرداخت غیررسمی ناشی از تحریم از بین برود. مقاصد صادرات نفت ایران مانند چین، مقاصد صادرات فرآوردههای نفتی مانند برزیل و یا مقاصد دیگر محصولات صادراتی کشور، میتوانند نقطه آغازین این طراحی جدید تجاری باشند و نیازهای کشور از کالای اساسی تا محصولات واسطهای و نهایی را از محل منابع ارزی حاصل از این صادرات تأمین نمایند.
- توسعه زیرساختهای مالی مستقل از دلار: سلطه دلار و زیرساختهای پرداخت آمریکایی، سالها اهرم اصلی واشنگتن برای تحمیل اراده سیاسی بوده است؛ اما امروز روند دلارزدایی بهمعنی «کاهش وابستگی به ارزها و زیرساختهای ارزی وابسته به دلار از جمله سوئیفت» به یک راهبرد جهانی بدل شده است. ایران باید با ایجاد زیرساختهای پرداخت رسمی و مستقل و اتصال آن به تجارت واقعی، فرآیندهای مالی بینالمللی خود را از شبکههای پرهزینه و غیررسمی مستقل کند. ایجاد اتاقهای پایاپای دوجانبه با شرکای اقتصادی، اتصال فنی به سیستمهای پرداخت بینبانکی در کشورهایی همچون چین و روسیه و ایجاد تقاضای واقعی برای «ریال برونمرزی» در قالب پیمانهای پولی دوجانبه اقداماتی است که در این زمینه میتواند در دستورکار قرار گیرد.
- نقشآفرینی در مسیرهای ترانزیتی منطقه: با وجود توسعه مسیرهای ترانزیتی شرقی-غربی و شمال-جنوب، سهم ایران در این حوزه ناچیز است و رقبای منطقهای در حال دور زدن جغرافیای ایران هستند. تعلل در تکمیل مسیرها و زیرساختهای لجستیکی آن و همچنین بلاتکلیفی راجع به توسعه سواحل مکران بهعنوان یک نقطه محوری در جغرافیای ایران، این مسیرها را از ارزشآفرینی برای کشور خارج کرده است. همکاری با کشورهای ذینفع در توسعه مسیرها، زیرساختها و نقاط کلیدی ترانزیتی از جمله چین، روسیه، پاکستان، افغانستان، عراق، ترکمنستان و… نهتنها ایران را به نقطهای مهم در لجستیک منطقه تبدیل میکند، بلکه یک تعامل راهبردی و پایدار با این کشورها شکل میدهد.
- گذار از سازمانهای بینالمللی به پیمانهای دو و چندجانبه: در جهانی که سازمانهای بینالمللی نظیر WTO و IMF کارآیی خود را از دست دادهاند، اصرار بر عضویت در آنها با هزینههای گزاف توجیه ندارد. در این زمینه، تمرکز کشور باید بر اجراییسازی توافقات دوجانبه با کشورهایی از جمله پاکستان، پیمانهای منطقهای و تعامل با گروهها و اتحادیههای نوظهور مانند بریکس و شانگهای و استفاده از ظرفیت آنها در توسعه همکاریهای بینالمللی باشد.
- نقشآفرینی در تأمین امنیت انرژی منطقه: ایران بهعنوان تأمینکننده بخشی از نفت چین، میتواند از ظرفیت این کشور در توسعه زیرساختهای تولید انرژی خود استفاده کند و از خروجی آن جهت تعریف تعاملات مبتنی بر انرژی با کشورهایی از جمله عراق بهرهبرداری نماید. همچنین این فرصت وجود دارد که ایران ضمن نقشآفرینی در صادرات گاز روسیه به کشورهای منطقه، علاوه بر رفع نیازهای داخلی، نقش مرکزی در تأمین امنیت انرژی منطقه ایفا کند. در صورت پیشبرد این اقدامات، تبدیل شدن به هاب انرژی دور از دسترس نخواهد بود.
نتیجهگیری: تثبیت ایران بهعنوان قطبی مستقل
فرصتها دائمی نیستند و پنجرههای اثرگذاری بهسرعت در حال بستهشدن هستند. تداوم وضع موجود، نتیجهای جز کوچک شدن اقتصاد و تضعیف مؤلفههای قدرت ملی نخواهد داشت. لذا در این گذار تاریخی، باید بتوان از تهدیدها فرصت ساخت و جمهوری اسلامی ایران را بهعنوان قطبی مستقل، پیشرو، تحریمناپذیر و قدرتمند در جهان جدید تثبیت نمود.