سرآمد انتخاب هوشمندانه

مزیت نسبی به تاریخ پیوست! استراتژی 'خلق مزیت'؛ راه نجات صنعت ایران یا سقوط؟

سیاست صنعتی با حمایت دولتی و نوآوری در صنایع دفاعی، مزیت نسبی برای توسعه و تحول اقتصادی می‌آفریند.

مزیت نسبی به تاریخ پیوست! استراتژی 'خلق مزیت'؛ راه نجات صنعت ایران یا سقوط؟

مباحث پیرامون سیاست‌های توسعه صنعتی در قرن بیست و یکم، بیش از آنکه بر لزوم یا عدم لزوم اتخاذ چنین سیاست‌هایی متمرکز باشد، بر چگونگی و نحوه صحیح اعمال آنها استوار است. کارشناسان معتقدند کشورها باید رویکرد خود را از تمرکز صرف بر مزیت‌های نسبی به سمت خلق مزیت‌های جدید سوق دهند تا تحولات ساختاری اقتصادی را تسریع بخشند.

اهمیت شناسایی دقیق بخش‌های هدف

یکی از اصلی‌ترین ارکان موفقیت سیاست صنعتی، نحوه گزینش و شناسایی بخش‌ها یا فعالیت‌های صنعتی است که بیشترین توان را برای کمک به تحول ساختاری یک کشور دارند. تجربیات متعدد نشان داده است که بسیاری از سیاست‌های صنعتی به دلیل اشتباهات استراتژیک در انتخاب بخش‌های هدف، با شکست مواجه شده‌اند. لذا، گزینش هوشمندانه صنایع، در اولویت نخست سیاست‌گذاران قرار دارد.

گذار از اتکاء به مزیت نسبی

با وجود آنکه رویکرد جریان اصلی اقتصاد مبتنی بر نفی سیاست صنعتی و تمرکز صرف بر مزیت‌های نسبی، ممکن است در کوتاه‌مدت و میان‌مدت به رشد اقتصادی منجر شود، اما در بلندمدت می‌تواند برای اقتصاد کشورها زیان‌بار باشد. برای رهایی از تله درآمد متوسط، کشورهای در حال توسعه نیازمند ورود به بخش‌های با ارزش افزوده بالا هستند که معمولاً در آنها فاقد مزیت نسبی‌اند. این امر اهمیت پیاده‌سازی سیاست‌های صنعتی فعالانه را بیش از پیش نمایان می‌سازد.

حمایت استراتژیک از صنایع بومی و دفاعی

توسعه صنایع دفاعی بومی، اغلب به دلایل امنیت ملی صورت می‌گیرد، حتی اگر این صنایع سرمایه‌بر بوده، چرخه عمر نوآوری طولانی داشته و در تضاد با مزیت‌های نسبی کشور باشند. در چنین شرایطی، حمایت دولت از این صنایع ضروری است. دولت‌ها می‌توانند از یارانه‌های مستقیم مالی یا غیرمستقیم (از طریق اختلال در قیمت بازار) برای این منظور بهره ببرند. با این حال، یارانه‌های مستقیم به دلیل شفافیت بیشتر، سهولت نظارت و هزینه کمتر برای اقتصاد، به یارانه‌های غیرمستقیم ترجیح داده می‌شوند.

نقش حمایت دولتی در موفقیت‌های فناورانه؛ از آرپانت تا آیفون

نباید از سرریز فناوری صنایع نظامی و نقش حمایت‌های دولتی در توسعه آن‌ها غافل شد. برای مثال، بسیاری از موفقیت‌های فناورانه آیفون در ایالات متحده، ریشه در نوآوری‌های بخش نظامی داشت که توسط دولت حمایت می‌شد. اینترنت (پیشگام آن "آرپانت" در دهه ۱۹۶۰ توسط دارپا)، سیستم موقعیت‌یابی جهانی (ناوستار ارتش آمریکا در دهه ۱۹۷۰)، فناوری صفحه لمسی (توسط شرکتی با حمایت مؤسسه ملی علم و سازمان سیا) و حتی فناوری سیری (محصول پروژه هوش مصنوعی دارپا) همگی نمونه‌هایی از این دست هستند. این بدان معنا نیست که نقش استیو جابز و تیمش در موفقیت آیفون نادیده گرفته شود، بلکه اهمیت بخش دولتی در خلق چنین نوآوری‌هایی را برجسته می‌سازد؛ نادیده گرفتن این جنبه می‌تواند مانع تولد آیفون‌های آینده شود.

در نهایت، اگر کشورهای در حال توسعه در حوزه‌ای به پیشرفت‌های قابل توجهی دست یابند، ادامه حمایت اصولی و نتیجه‌محور از این صنایع می‌تواند منجر به بهبود و توسعه صنایع دیگر نیز شود. همانطور که سرریز فناوری از صنایع نظامی در ایالات متحده به رشد چشمگیر صنعت الکترونیک انجامید، این روند می‌تواند در کشورهای در حال توسعه نیز تکرار شود و مسیر رشد و تحول اقتصادی را هموار سازد.

ارسال نظر