کمای فکری: اپیدمی خاموش که مغزها را میبلعد!
فراموشی و رکود فکری، تهدیدی جدی برای تفکر و آگاهی در جامعه است.
در بحبوحه تحولات گوناگون، اهمیت حیاتی برافروخته نگاه داشتن «چراغ تفکر»، حتی در کمسوترین حالت خود، همواره مورد تأکید قرار گرفته است. این نگرش، لزوم استمرار پویش فکری و ذهنی را در جامعه بیش از پیش نمایان میسازد و بر ضرورت مبارزه جمعی علیه پدیده فراموشی مهر تأیید میزند.
تداوم اندیشه و روشنایی تفکر
کارشناسان و تحلیلگران بر این باورند که جریان اندیشه، سنگبنای پیشرفت و آگاهی جمعی است. حتی در شرایطی که موانع و چالشها ممکن است به کمفروغی این چراغ منجر شوند، تعهد به حفظ آن و تلاش برای روشن نگاه داشتن مسیر فکری، یک ضرورت غیرقابل انکار است. این پایداری فکری، زمینهساز تصمیمگیریهای خردمندانه و رشد همهجانبه خواهد بود و مانع از رکود فکری میشود.
فراخوان همگانی برای مقابله با فراموشی
در همین راستا، یک فراخوان جمعی برای اتحاد علیه «فراموشی» مطرح شده است. این مفهوم فراتر از صرف عدم یادآوری اطلاعات بوده و به معنای غفلت از ریشهها، اصول و آرمانهایی است که هویت جمعی را شکل میدهند. جامعه میبایست در برابر هرگونه سستی فکری و تحلیل رفتن حافظه تاریخی و اجتماعی، متحد و هوشیار باقی بماند تا از افتادن در ورطه بیتفاوتی فکری جلوگیری شود.
پیشگیری از «کمای فکری»
مباحث مطرح شده نشان میدهد که خطر بروز «عارضه کمای فکری» در جوامع همواره وجود دارد. این عارضه، وضعیتی است که در آن قوای تحلیل و پویایی فکری به سمت رکود و انفعال پیش میرود. از این رو، تلاشهای مستمر برای تحریک قوای تفکر، تشویق به نقد سازنده و بازنگری مداوم در عقاید و باورها، از اهمیت بسزایی برخوردار است تا هوشیاری جمعی جامعه حفظ و از سکون فکری ممانعت به عمل آید.