فوری: کلید شکست دیوار تحریم ایران افشا شد!
راهبرد ایران برای مقابله با تحریمها و محاصره اقتصادی: تاکید بر اقتصاد مقاومتی، مردمیسازی و دانشبنیان.
تحولات اخیر در رویکرد کشورهای غربی نشان میدهد که راهبرد فشار اقتصادی علیه ایران وارد مرحله جدیدی شده است. این مرحله دیگر صرفاً محدود به تحریمهای کلاسیک بانکی و نفتی نیست، بلکه غرب با هدف انسداد همهجانبه مسیرهای اقتصادی ایران، در صدد قطع ارتباط کشور با جریان عادی تجارت، ارز و تأمین کالا است. به عبارت دیگر، هدف این است که اقتصاد ایران حتی از حداقل توان تنفس در فضای بینالمللی نیز محروم شود.
در چنین شرایطی، پرسش محوری پیشروی سیاستگذاران این نیست که «تحریمها چه زمانی برداشته میشود؟»، بلکه این است که ایران چگونه میتواند هزینه این محاصره را برای دشمن افزایش دهد. تجربه سالهای گذشته بهروشنی ثابت کرده است هر کجا اقتصاد ایران به ظرفیتهای بیرونی گره خورده، آن نقطه به اهرم فشار دشمن تبدیل شده و هر کجا توانسته است بر توانمندیهای درونی تکیه کند، فشارها یا خنثی شده یا کارایی خود را از دست دادهاند.
غرب؛ از تحریم تا محاصره اقتصادی
در حالی که تحریم ابزاری برای امتیازگیری محسوب میشد، محاصره اقتصادی با هدف فرسایش درونی طراحی شده است. در این مرحله، دشمن به دنبال ایجاد اختلال همزمان در ارز، تجارت، سرمایهگذاری، تأمین کالاهای اساسی و حتی انتظارات روانی جامعه است. این وضعیت دقیقاً همان نقطهای است که اگر اقتصاد یک کشور از درون ضعیف باشد، فشار خارجی به مراتب بیشتر اثرگذار خواهد بود.
بر همین اساس، سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی که دوازده سال پیش ابلاغ شد، امروزه نه یک سند آرشیوی، بلکه نقشه راهی جامع برای مواجهه با چنین وضعیتی است. این سیاستها برای روزی تدوین شد که فشار اقتصادی به سطح «جنگ تمامعیار» برسد؛ روزی که اکنون ایران با آن مواجه است.
اقتصاد مقاومتی؛ راهبردی برای تابآوری
برداشت نادرست از اقتصاد مقاومتی، گاهی آن را به یک سیاست موقتی تقلیل داده است، در حالی که متن ابلاغیه بهروشنی نشان میدهد که هدف، بازطراحی ساختار اقتصاد ایران بوده است؛ اقتصادی که هم در برابر شوکهای خارجی مقاوم باشد و هم مسیر رشد پایدار را طی کند. واقعیت این است که اگر دولتهای گذشته، حتی بخشی از ۲۴ بند این سیاستها را بهصورت واقعی و عملیاتی اجرا میکردند، امروز اقتصاد ایران با سطح بالاتری از تابآوری و قدرت چانهزنی مواجه بود. ضعف کنونی، بیش از آنکه نتیجه شدت تحریم باشد، محصول تعویق مکرر اصلاحات ساختاری است.
مردمیسازی اقتصاد؛ نخستین گام در شکست محاصره
نخستین حلقه برای شکست محاصره اقتصادی، مردمیسازی واقعی اقتصاد است. اقتصادی که بخش عمده جامعه در آن نقش فعال در تولید، سرمایهگذاری و کارآفرینی نداشته باشد، ناگزیر در برابر فشار خارجی شکننده خواهد بود. سیاستهای اقتصاد مقاومتی دقیقاً بر فعالسازی سرمایههای انسانی، مالی و علمی کشور، با تمرکز ویژه بر طبقات متوسط و کمدرآمد که ستون فقرات اقتصاد ملی هستند، تأکید دارد. افزایش مشارکت مردم در اقتصاد، نهتنها ظرفیت تولید را بالا میبرد، بلکه اثرگذاری عملیات روانی دشمن را نیز کاهش میدهد؛ چرا که جامعه خود را در سرنوشت اقتصادی کشور سهیم میبیند.
اقتصاد دانشبنیان؛ مسیر کمهزینه عبور از تحریم
در شرایط محاصره، دانش و فناوری به ابزار قدرت تبدیل میشود. اقتصاد دانشبنیان برخلاف صادرات سنتی، کمتر وابسته به کانالهای رسمی بانکی و تجاری است و میتواند محدودیتها را دور بزند. افزایش سهم تولید و صادرات محصولات دانشبنیان، یکی از کمهزینهترین و مؤثرترین مسیرهای خنثیسازی تحریمهاست؛ مشروط بر آنکه نظام نوآوری کشور ساماندهی شده و از حالت جزیرهای خارج شود.
بهرهوری؛ حلقهای مغفولمانده
رشد اقتصادی بدون بهرهوری، در عمل به اتلاف منابع منجر میشود. اقتصاد مقاومتی با محور قرار دادن بهرهوری، بر توانمندسازی نیروی کار، تقویت رقابتپذیری و استفاده از مزیتهای منطقهای کشور تأکید دارد. ایران، کشوری با این سطح از تنوع جغرافیایی و منابع، در صورتی که بهرهوری را جدی بگیرد، میتواند بخش قابلتوجهی از فشار خارجی را از داخل خنثی کند.
امنیت کالاهای اساسی؛ خط قرمز جنگ اقتصادی
یکی از اهداف اصلی محاصره اقتصادی، ایجاد نااطمینانی در تأمین غذا و درمان است. افزایش تولید داخلی نهادهها و کالاهای اساسی، ایجاد ذخایر راهبردی و تنوعبخشی به مبادی واردات، مستقیماً قدرت اثرگذاری تحریم را کاهش میدهد. کشوری که امنیت غذایی و درمانیاش تضمین شده باشد، در مذاکرات نیز با دست بسته حاضر نخواهد شد.
اصلاح نظام مالی؛ پیشنیاز تابآوری
تحریم زمانی مؤثر میشود که نظام مالی داخلی ناکارآمد و غیرشفاف باشد. اصلاح نظام بانکی، هدایت منابع به بخش واقعی اقتصاد و مقابله با بسترهای فسادزا، از الزامات جدی اقتصاد مقاومتی است. بدون این اصلاحات، حتی منابع موجود نیز بهجای تولید، در مسیرهای غیرمولد قفل میشوند.
صادرات با رویکرد ارزشافزوده
اقتصاد مقاومتی به دنبال صادرات نمایشی نیست؛ معیار، خالص ارزآوری مثبت است. تمرکز بر بازارهای منطقهای، استفاده از تهاتر، ثبات مقررات صادراتی و برنامهریزی تولید متناسب با نیاز بازارهای هدف، ابزارهایی هستند که میتوانند اثر انسداد بانکی را کاهش دهند. در این میان، مناطق آزاد در صورتی که از کارکرد وارداتمحور فاصله بگیرند، میتوانند به پیشران صادرات تبدیل شوند.
نفت و گاز؛ از نقطه ضعف تا اهرم قدرت
کاهش وابستگی به خامفروشی، تکمیل زنجیره ارزش و افزایش صادرات گاز، برق، فرآوردههای نفتی و پتروشیمی، همان مسیری است که درآمدهای انرژی را از یک نقطه آسیبپذیر به اهرم قدرت اقتصادی تبدیل میکند. این دقیقاً همان بخشی است که در سیاستهای اقتصاد مقاومتی با جزئیات به آن پرداخته شده است.
جمعبندی؛ قدرت از درون
آنچه امروز بیش از هر چیز دیگری سرنوشت اقتصاد ایران را تعیین میکند، تصمیمات داخلی است. محاصره اقتصادی زمانی شکست میخورد که اقتصاد از درون قوی شود؛ نه با امید بستن به تغییر رفتار دشمن، بلکه با افزایش هزینه فشار برای او. اقتصاد مقاومتی اگر از سطح شعار و اسناد بالادستی خارج و به اصلاحات واقعی و گاه پرهزینه اما ضروری تبدیل شود، میتواند همان نقطه اتکایی باشد که هم فشار تحریم را خنثی کند و هم دست ایران را در هر نوع مذاکرهای پُرتر از گذشته سازد. مسیر مشخص است؛ آنچه باقی مانده، اراده اجراست.