شوکه میشوید: ثروت نجومی ایرانیان در بانکها فاش شد!
تمرکز سپردههای بانکی و توزیع تسهیلات در تهران، نابرابری منطقهای اقتصاد ایران را تشدید میکند.
بررسیهای رسمی شبکه بانکی کشور تا پایان آذرماه ۱۴۰۴ نشان میدهد که مجموع سپردههای بانکی مردم ایران از ۱۷ هزار همت فراتر رفته است. با این حال، تحلیل آمار مانده سپردهها و تسهیلات استانها حاکی از تمرکز چشمگیر منابع مالی در تعداد محدودی از استانها، بهویژه تهران، است که این موضوع پیامدهای مستقیمی بر توازن منطقهای اقتصاد کشور دارد.
تمرکز بیسابقه سپردهها در پایتخت
بر اساس آمار، مجموع مانده سپردههای بانکی کشور تا پایان آذرماه ۱۴۰۴ به حدود ۱۷ هزار و ۴۲۵ همت تومان رسیده است. در این میان، استان تهران با مانده سپردهای معادل ۱۰ هزار و ۱۴۷ همت تومان، بهتنهایی بیش از ۵۸ درصد از کل سپردههای بانکی کشور را در اختیار دارد؛ بهعبارت دیگر، نزدیک به ۶۰ درصد از مجموع سپردههای مردم در شبکه بانکی، در تهران متمرکز شده است.
پس از تهران، استانهای اصفهان با حدود ۷۵۵ همت تومان، خراسان رضوی با ۶۶۴ همت تومان و فارس با ۵۷۵ همت تومان در رتبههای بعدی قرار گرفتهاند. اگرچه این استانها نیز سهم قابلتوجهی از منابع بانکی را جذب کردهاند، اما فاصله آنها با تهران نشاندهنده تمرکز کمنظیر منابع مالی در پایتخت است.
در مقابل، استانهای کهگیلویه و بویراحمد با حدود ۴۶ همت تومان، ایلام با ۵۱ همت تومان و خراسان شمالی با ۵۶ همت تومان، کمترین مانده سپرده بانکی را تا پایان آذرماه سال گذشته به خود اختصاص دادهاند. مقایسه این ارقام، اختلاف بیش از ۲۰۰ برابری میان استان اول و آخر جدول سپردهها را آشکار میسازد که فراتر از یک تفاوت طبیعی اقتصادی، به یک نابرابری ساختاری تبدیل شده است.
نابرابری در توزیع تسهیلات بانکی
این تمرکز شدید تنها به سپردهها محدود نمیشود. دادههای تسهیلات بانکی نیز نشان میدهد که بخش عمده وامها و اعتبارات پرداختی شبکه بانکی در همان استانهایی توزیع شده است که بیشترین سپرده را جذب کردهاند. این بدان معناست که استانهایی که منابع بیشتری جذب میکنند، سهم بالاتری نیز از تسهیلات دریافت کرده و استانهای کمتر برخوردار، با وجود سپردهگذاری مردم، در دسترسی به وام و اعتبار بانکی در حاشیه قرار میگیرند.
در چنین شرایطی، نسبت تسهیلات به سپرده در بسیاری از استانهای کمبرخوردار پایینتر از متوسط کشور است. این موضوع نشان میدهد که بخشی از پولی که مردم این استانها در بانکها سپردهگذاری کردهاند، عملاً در همان استان به وام، سرمایهگذاری و ایجاد اشتغال تبدیل نمیشود. در مقابل، استانهایی نظیر تهران، علاوه بر تمرکز سپردهها، در جذب تسهیلات نیز دستبالا را دارند و همین مسئله، چرخه تمرکز منابع را تقویت میکند.
پیامدهای اقتصادی تمرکز منابع
تمرکز همزمان سپرده و تسهیلات در چند استان محدود، پیامدهای مستقیمی برای اقتصاد محلی استانهای محروم دارد. از محدود شدن دسترسی بنگاههای کوچک و متوسط به منابع مالی گرفته تا کند شدن روند توسعه و افزایش مهاجرت نیروی کار، این پدیده به شکلگیری نابرابریهای عمیقتر منطقهای دامن میزند. در این وضعیت، شبکه بانکی بهجای ایفای نقش ابزار تعادلبخش منطقهای، به مسیری برای انتقال منابع از استانهای کمبرخوردار به استانهای برخوردار تبدیل شده است.
لزوم بازنگری در سیاستهای پولی و بانکی
مجموع این آمارها تا پایان آذرماه ۱۴۰۴، یک پرسش جدی را پیشِروی سیاستگذاران پولی و بانکی قرار میدهد: هنگامی که بیش از نیمی از سپردههای بانکی کشور در تهران متمرکز میشود و تسهیلات نیز عمدتاً در همان مسیر توزیع میگردد، سهم واقعی استانهای محروم از منابع بانکی چیست و چهزمانی این چرخه نابرابر اصلاح خواهد شد؟