سرآمد انتخاب هوشمندانه

بستن تنگه هرمز: زلزله ۹ ریشتری که اقتصاد جهان را نابود می‌کند؟

تنگه هرمز: شریان حیاتی اقتصاد جهانی، امنیت انرژی و ژئوپلیتیک خلیج فارس

تنگه هرمز، گذرگاهی باریک میان سواحل ایران و عمان، شریان حیاتی اقتصاد جهانی است که روزانه بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و بخش قابل‌توجهی از تجارت جهانی گاز طبیعی مایع (LNG) از آن عبور می‌کند. این حجم عظیم معادل حدود یک‌پنجم کل مصرف نفت جهان است و توقف آن می‌تواند چرخ اقتصاد جهانی را از حرکت بازدارد. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، از جمله عربستان سعودی، امارات، کویت، قطر و عراق، مدل اقتصادی خود را بر فرض باز و امن ماندن این تنگه بنا کرده‌اند؛ فرضی که با فروپاشی آن، میلیاردها دلار صادرات انرژی این کشورها در همان روزهای نخست متوقف خواهد شد.

اهمیت استراتژیک تنگه هرمز در تجارت جهانی

این رقم صرفاً یک آمار فنی نیست؛ بلکه بیانگر وابستگی حیاتی اقتصاد جهانی به این آبراه است. هرگونه اختلال در عبور و مرور از تنگه هرمز، نه تنها برای کشورهای صادرکننده نفت و گاز منطقه، بلکه برای تمامی اقتصادهای وابسته به انرژی در سراسر جهان، پیامدهای فاجعه‌بار خواهد داشت. امنیت انرژی اروپا و آسیا به طور مستقیم به جریان آزاد انرژی از این تنگه گره خورده است.

آسیب‌پذیری بی‌سابقه صادرکنندگان انرژی حاشیه خلیج فارس

برخلاف روایت غالب رسانه‌های غربی که بسته شدن تنگه هرمز را اقدامی انتحاری برای ایران تصویر می‌کنند، واقعیت آن است که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس صادرکنندگانی کاملاً وابسته به این گذرگاه هستند. در حالی که ایران سال‌هاست با تحریم و محدودیت‌های صادراتی سازگار شده است، اقتصادهای عربی منطقه بدون جریان آزاد نفت و گاز، در عرض چند هفته با بحران‌های بودجه‌ای، ارزی و حتی تنش‌های اجتماعی روبه‌رو خواهند شد. عربستان، امارات، کویت و قطر نه مسیرهای جایگزین کافی در اختیار دارند و نه ظرفیت خطوط لوله‌ای که بتواند جای تنگه هرمز را بگیرد. این کشورها در سناریوی بسته شدن تنگه، در موقعیتی متناقض قرار می‌گیرند؛ زیرا از یک سو متحد یا شریک امنیتی ایالات متحده‌اند و از سوی دیگر، نخستین قربانیان آن خواهند بود. در چنین وضعیتی، نه ناوهای آمریکایی می‌توانند فوراً صادرات آنها را نجات دهند و نه بازارهای جهانی حاضرند بدون تضمین امنیت، نفت و گاز آنها را خریداری کنند.

پیامدهای فوری: انفجار قیمت نفت و رکود جهانی

بسته شدن تنگه هرمز، حتی اگر موقت باشد، بازار انرژی را دچار وحشتی فوری خواهد کرد. در چنین شرایطی، قیمت نفت می‌تواند در مدت کوتاهی به بیش از ۱۲۰ دلار در هر بشکه برسد و در صورت تداوم یا تشدید درگیری، رسیدن به ارقام ۱۴۰ یا حتی ۱۵۰ دلار نیز دور از ذهن نخواهد بود. اما مسئله تنها افزایش قیمت نفت نیست. تورم جهانی، رکود اقتصادی، سقوط بازارهای مالی، افزایش هزینه حمل‌ونقل و فشار مستقیم بر معیشت مردم در اروپا و آسیا، پیامدهای اجتناب‌ناپذیر این شوک خواهند بود. به بیان روشن‌تر، بسته شدن هرمز یعنی بهای جنگ در خلیج فارس، در پمپ‌بنزین‌های جهان پرداخت خواهد شد.

فراتر از نفت: بحران ویرانگر گاز طبیعی مایع (LNG)

اگر شوک نفتی خطرناک باشد، بحران گاز طبیعی مایع (LNG) می‌تواند ویرانگرتر باشد. قطر به عنوان یکی از بزرگترین صادرکنندگان LNG جهان، تقریباً تمام صادرات خود را از تنگه هرمز عبور می‌دهد. اروپا که پس از جنگ اوکراین به گاز خلیج فارس روی آورده است، در چنین سناریویی صرفاً با افزایش قیمت مواجه نخواهد شد، بلکه با کمبود واقعی و فیزیکی انرژی روبه‌رو می‌شود. این وضعیت به معنای زمستان‌های سردتر در اروپا، فشار اجتماعی و سیاسی شدید و بازگشت امنیت انرژی این قاره به نقطه‌ای شکننده و ناپایدار است.

چالش‌های آمریکا: پیروزی نظامی با هزینه‌های اقتصادی گزاف

ایالات متحده ممکن است از نظر نظامی توانایی بازگشایی تنگه هرمز را داشته باشد، اما پرسش کلیدی این است که با چه هزینه‌ای و در چه بازه زمانی؟ بازار انرژی به زمان حساس است، نه به پیروزی نهایی. حتی چند هفته اختلال در عبور نفت و گاز، برای ایجاد یک بحران جهانی کافی است. در چنین شرایطی آمریکا ناچار به آزادسازی ذخایر استراتژیک نفت خود خواهد شد، متحدان اروپایی و آسیایی‌اش با فشار شدید افکار عمومی و تورم انرژی مواجه می‌شوند و نظم شکننده انرژی جهان وارد مرحله‌ای تازه از بی‌ثباتی می‌گردد.

زلزله ژئوپلیتیک: بی‌ثباتی در نظم انرژی جهان

بسته شدن تنگه هرمز در صورت بروز درگیری‌های نظامی، یک زلزله واقعی در بازار انرژی جهان خواهد بود؛ زلزله‌ای که ستون فقرات اقتصاد جهانی را به لرزه درمی‌آورد، وابستگی شکننده کشورهای خلیج فارس را آشکار می‌کند و نشان می‌دهد نظم انرژی جهان تا چه اندازه آسیب‌پذیر است. شاید مهمترین پیام چنین سناریویی این باشد: وقتی انرژی به سلاح تبدیل می‌شود، هیچ‌کس حتی قدرتمندترین بازیگران برنده نخواهد بود و پیامدهای آن به فراتر از مرزهای منطقه گسترش می‌یابد.

ارسال نظر