سرآمد انتخاب هوشمندانه

رسوایی باورنکردنی: پهلوی بودجه ۲ سال سوئیس را تنها در ۲ روز چگونه نابود کرد؟

اقتصاد دوران پهلوی، با وجود صنعت نفت و جشن‌های پرهزینه محمدرضا شاه، گرفتار سوءمدیریت منابع، فقر و نابرابری و وابستگی به نفت بود.

رسوایی باورنکردنی: پهلوی بودجه ۲ سال سوئیس را تنها در ۲ روز چگونه نابود کرد؟

اواخر دهه ۴۰ و اوایل دهه ۵۰ شمسی، ایران شاهد رونق بی‌سابقه‌ای در صنعت نفت و افزایش سرسام‌آور درآمدهای نفتی بود. تولید روزانه نفت کشور از ۶۳۵ هزار بشکه در سال ۱۳۲۸ به ۶ میلیون بشکه در سال ۱۳۵۲ رسید و درآمد حاصل از فروش نفت در سال ۱۳۵۵ نسبت به سال ۱۳۴۷ بیش از ۲۰ برابر افزایش یافت. این جهش عظیم در ثروت ملی، پرسشی مهم را مطرح می‌کند: آیا این درآمدهای کلان، صرف ارتقای رفاه عمومی و توسعه زیرساخت‌های حیاتی برای مردم ایران شد؟

رونق بی‌سابقه نفت و افزایش درآمدها در دهه ۵۰

پس از پیروزی نهضت ملی شدن صنعت نفت، هرچند تمامی اهداف اولیه مردم و نخبگان سیاسی محقق نشد، اما با گسترش بی‌سابقه فروش نفت، اقتصاد ایران به شدت به این منبع وابسته شد. کشوری که پیش از آن بر تولیدات کشاورزی و کارگاه‌های سنتی تکیه داشت، حال با «دوپینگ نفتی» روبه‌رو بود که خزانه کشور را با ارقام درشتی انباشت. این وضعیت، محمدرضا شاه پهلوی را قادر ساخت تا برنامه‌های بلندپروازانه سیاسی و اقتصادی را پیش ببرد، هرچند که هشدارهای مکرری از سوی سازمان برنامه و بودجه وقت درباره نحوه مصرف این منابع به او داده می‌شد.

چرا درآمدهای نفتی صرف رفاه مردم نشد؟

شاه با رویاهای «تمدن بزرگ» و تصور جانشینی کوروش کبیر، تحت تأثیر استبداد و خودهمه‌پنداری، اغلب توصیه‌های کارشناسی را نادیده می‌گرفت. در حالی که خزانه کشور مملو از دلارهای نفتی بود، این درآمدها به جای توسعه پایدار اقتصادی و بهبود رفاه مردم، به شکلی بی‌توجهانه و گاهی «دیوانه‌وار» هزینه می‌شد. راهبردهایی نظیر جایگزینی واردات و توسعه صنایع صادراتی که در آن زمان انتخاب شدند، نه تنها به توسعه اقتصادی پایدار منجر نشدند، بلکه به دلیل وابستگی بیش‌ازحد به نفت، از بین رفتن زیربناهای اقتصادی در نتیجه اجرای نادرست اصلاحات ارضی و تراز منفی تجاری، ساختار اقتصاد کشور را دچار تلاشی کردند.

پیامدهای اقتصادی سیاست‌های نادرست

نتایج این سیاست‌ها فاجعه‌بار بود؛ نسبت صادرات غیرنفتی به نفتی، از ۲۳ درصد در سال ۱۳۴۱ به تنها دو درصد در سال ۱۳۵۶ سقوط کرد. این تغییر ساختاری، پیامدهای مخربی برای معیشت مردم به همراه داشت. در سال ۱۳۵۶، دولت ایران تنها توانایی تأمین مواد غذایی مردم را برای ۳۳ روز در سال داشت و کشاورزی که پیش از اصلاحات ارضی از خودکفایی نسبی برخوردار بود، به مصرف‌کننده عمده محصولات وارداتی تبدیل شده بود.

کمبودهای اساسی در خدمات عمومی و زیرساخت‌ها

در اوج درآمدهای نفتی و سخن گفتن از «تمدن بزرگ»، وضعیت خدمات عمومی و زیرساخت‌های اساسی در کشور به شدت نامناسب بود. در سال ۱۳۵۵، با وجود تولید روزانه ۶ میلیون بشکه نفت، بیش از ۳۹ درصد از جمعیت روستایی کشور برای سوخت مصرفی خود از هیزم و سوخت حیوانی استفاده می‌کردند. در همین سال، تنها ۷۵ درصد از جمعیت شهری و ۲۲ درصد از جمعیت روستایی به نفت دسترسی داشتند و مصرف روزانه نفت در کشور کمتر از ۱۰ درصد و صادرات آن بیش از ۹۰ درصد بود.

در حوزه بهداشت و درمان، در سال ۱۳۵۷ تعداد مراکز بهداشتی و درمانی روستایی کشور تنها ۱۵۰۰ واحد بود، در حالی که ایران دارای ۴۵۲ شهر و بیش از ۹۲ هزار روستا بود. وضعیت برق‌رسانی نیز در روستاها بسیار اسفناک بود؛ تنها ۱۴ درصد از روستاهای کشور (۴۳۲۷ روستا) در سال آخر حکومت پهلوی از برق برخوردار بودند. مسکن نیز، یکی از نیازهای اولیه انسان، در شرایط بسیار نامطلوبی قرار داشت؛ در سرشماری سال ۱۳۵۵، بیش از یک میلیون و ۷۷ هزار نفر در کپر زندگی می‌کردند و محل سکونت بیش از یک میلیون و ۹۰۰ هزار خانوار (حدود ۹ میلیون و ۵۹۰ هزار نفر) تنها یک اتاق بود، به این معنی که ۲۸.۴۵ درصد از جمعیت کشور در واحدهای مسکونی تک‌اتاق زندگی می‌کردند.

ولخرجی‌های خاندان پهلوی؛ جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی

در کنار سیاست‌های اقتصادی نادرست، بخش قابل توجهی از درآمدهای نفتی صرف خوشگذرانی‌ها و ولخرجی‌های خاندان پهلوی می‌شد. بارزترین نمونه این ولخرجی‌ها، برگزاری جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی در پاییز ۱۳۵۰ بود که با حضور مقامات ۶۹ کشور دنیا برگزار شد. اسناد تاریخی حاکی از آن است که برای این جشن، رقمی بین ۶۵۰ تا ۸۰۰ میلیون دلار هزینه شد. مارسل هودر، عضو تیم تدارکات جشن، درباره هزینه‌ها گفته بود: «بودجه دو سال سوئیس را ظرف دو روز خرج کردند».

برای این جشن، ۶۲ چادر مجلل در یک محوطه برافراشته شد و درون هر کدام با پرده‌های مخمل بنفش، چلچراغ‌های برنز مطلا و میز سنگ مرمر صورتی تزئین گردید. ۱۶۵ سرآشپز و پیشخدمت از رستوران «ماکسیم» پاریس با هواپیما به ایران آورده شدند و ۲۵۰۰ بطری شراب درجه یک به فرانسه سفارش داده شد که قیمت هر بطری به صد دلار می‌رسید. این ولخرجی‌ها در حالی صورت می‌گرفت که در همان دوران، ۳۵ درصد از جمعیت ایران دچار سوءتغذیه بودند.

انتقاد رسانه‌های خارجی از جشن پرهزینه

رسانه‌های خارجی به دلیل سانسور شدید در ایران، آزادانه‌تر به انتقاد از این ولخرجی‌ها پرداختند. روزنامه "دیلی رکورد" چاپ انگلستان در ۲۸ مهر ۱۳۵۰ نوشت: «دربار ایران امروز یکی از پرتجمل‌ترین و پرخرج‌ترین دربارهای دنیاست. شگفت‌انگیز است در کشوری که فقر در هرجای آن به چشم می‌خورد، زمامداران آن به خود اجازه می‌دهند این‌چنین بی‌پروا میلیاردها ریال خرج برپا کردن خیمه و خرگاه کنند و گران‌ترین رستوران جهان "ماکسیم" را به‌خدمت بگیرند... هیچ چیز این جشن ایرانی نبود و مردم ایران در آن شرکت نداشتند.»

"ساندی تایمز" نیز در گزارشی مشابه، به حمل‌ونقل هفتگی دو هواپیمای بزرگ مملو از اجناس لوکس از پاریس به ایران، از جمله مبلمان، رختخواب، رومیزی و گل رز اشاره کرد و افزود: «در کشوری که فقر شدید وجود دارد و زندگی در تهران که چهار میلیون جمعیت دارد روز به روز مشکل‌تر می‌شود... تهران که یک شهر بزرگ است سیستم فاضلاب ندارد و مخزن آب آن هم در چند سال آینده تمام خواهد شد مگر اقدام جدی درباره آن به‌عمل آید، دارای مترو نیست و وضع حمل‌ونقل آن بسیار بد است.»

توجیهات دربار و واقعیت فقر گسترده

با وجود انتقادهای گسترده، محمدرضا پهلوی در پاسخ به سوال خبرنگار یونایتدپرس درباره هزینه‌های جشن و بدهکاری ۳ میلیارد دلاری کشور، گفت: «چه ایرادی دارد ملتی برای غرور ملی‌اش خرج کند؟» اسدالله علم، وزیر دربار وقت نیز، در توجیهی عجیب‌تر، اظهار داشت: «عظمت این جشن آن‌قدر هست که اگر ما ملت فقیری هم بودیم، اگر ملت بی‌چیزی هم بودیم و اگر این‌همه معتقدات هم نداشتیم، باز هم کاملاً بجا بود که فرش و لحاف زندگی‌مان را بفروشیم و این جشن را برگزار کنیم.»

یکی از عوامل ساواک بعدها در کتاب خود نوشت که هزینه‌های واقعی جشن به‌مراتب بیش از ارقام رسمی بود، زیرا عمده مخارج به گردن وزارتخانه‌های مختلف بود و هیچ‌یک از وزرا جرئت مطرح نمودن آن را نزد شاه نداشتند. همچنین تمامی سازمان‌های دولتی و شرکت‌های خصوصی موظف بودند مبالغی را به برگزاری این جشن اختصاص دهند. برآوردهای تقریبی حاکی از آن است که شاه ۸۰۰ میلیون دلار در این جشن هزینه کرد، در حالی که ایران در آن زمان با چالش‌های جدی اقتصادی و اجتماعی، از جمله سوءتغذیه ۳۵ درصدی جمعیت، دست و پنجه نرم می‌کرد.

ارسال نظر