سرآمد انتخاب هوشمندانه

قیمت پراید از دستمزد ۶ سال کارگر بیشتر است/ مرگ یک رؤیای ساده در طبقه کارگر

سالها قبل بسیاری از مردم خودرو را آخرین دارایی قابل اتکای خود می‌دانستند. اما اکنون همین دلخوشی کوچک نیز از بین رفته است. خودرو هم به‌تدریج از دسترس خانوارها خارج و رؤیای خرید آن به فهرست بلند آرزوهای دست‌نیافتنی جوانان ایرانی اضافه شده است.

قیمت پراید از دستمزد ۶ سال کارگر بیشتر است/ مرگ یک رؤیای ساده در طبقه کارگر

در روزگاری که تورم، دستمزدهای ناچیز و بیکاری بر اقتصاد سایه انداخته است، رؤیای خانه‌دار شدن، به‌ویژه در پایتخت، سال‌هاست برای جوانان به سرابی دست‌نیافتنی تبدیل شده است. در چنین شرایطی، سالها قبل بسیاری از مردم خودرو را آخرین دارایی قابل اتکای خود می‌دانستند. برای بسیاری، خودرو فقط یک وسیله نقلیه نبود بلکه ابزاری برای کسب درآمد از شغل دوم و مسافرکشی به شمار می‌رفت یا دست‌کم بخشی از هزینه‌های سنگین رفت‌وآمد روزانه را جبران می‌کرد. برخی نیز ناچار بودند شب‌ها  به جای خانه، داخل خودرو زندگی کنند و آن را به سرپناهی موقت تبدیل سازند.

اما اکنون همین دلخوشی کوچک نیز از بین رفته است. خودرو هم به‌تدریج از دسترس خانوارها خارج  و رؤیای خرید آن به فهرست بلند آرزوهای دست‌نیافتنی جوانان ایرانی اضافه شده است. نگاهی به روند پنج دهه گذشته، عمق این شکاف را به‌خوبی نشان می‌دهد. برای درک  افت شدید قدرت خرید، کافی است وضعیت یک کارگر حداقل‌بگیر را در سال‌های ۱۳۶۵، ۱۳۷۵، ۱۳۸۵، ۱۳۹۵ و در نهایت ۱۴۰۵ با یکدیگر مقایسه کنیم.

البته پیش از بررسی این واقعیت تلخ، باید یک فرض غیرواقعی را بپذیریم. در تمام این محاسبات فرض می‌کنیم که یک کارگر ۱۰۰ درصد حقوق ماهانه خود را پس‌انداز می‌کند و حتی یک ریال هم برای مسکن، خوراک، پوشاک، درمان و سایر هزینه‌های زندگی نمی‌پردازد. همین فرض غیرممکن، عمق بحران کاهش قدرت خرید را آشکارتر می‌کند.

دهه ۶۰؛ روزگار پیکان و تورم جنگ

در سال ۱۳۶۵، اقتصاد ایران همچنان تحت تأثیر شرایط جنگ قرار داشت و نرخ تورم به ۲۳.۸ درصد رسیده بود. در آن سال، شورای عالی کار حداقل دستمزد کارگران را ۲ هزار و ۱۶۰ تومان تعیین کرد؛ رقمی که با وجود پایین بودن سطح عمومی قیمت‌ها، فاصله قابل توجهی با هزینه خرید کالاهای بادوام داشت.

رنو ۵ دو در، ارزانترین خودروی بازار ایران در آن دوره به شمار می‌آمده و قیمتی حدود ۷۵ تا ۸۵ هزار تومان داشته است. اگرچه پیکان که در آن سال‌ها محبوب‌ترین وسیله نقلیه خانوارها به شمار می‌رفت، قیمتی حدود ۹۵ تا ۱۱۰ هزار تومان داشته است.

قیمت دولتی رنو ۵ هم در اوایل دهه شصت شمسی (سال ۱۳۶۱) حدود ۷۰ هزار تومان و بهای آزاد آن هم حول‌وحوش ۱۴۰ الی ۱۵۰ هزار تومان بود که البته این مبلغ هیچ‌گاه ثابت نماند و ظرف مدت چند سال، یعنی در سال ۱۳۶۵ شمسی به مرز ۴۰۰ هزار نزدیک شد و پس از مدتی و در سال ۱۳۶۹ شمسی، رقم ۸۰۰ هزار تومان را هم رد کرد.

بر این اساس، یک کارگر حداقل‌بگیر در سال ۱۳۶۵، اگر تمام حقوق خود را پس‌انداز می‌کرد، برای خرید ارزان‌ترین مدل رنو با قیمت دولتی به حدود ۲ سال و ۸ ماه زمان نیاز داشت.

دهه ۷۰؛ ورود پراید به بازار خودرو ایران

دولت، دهه ۷۰ را با اجرای سیاست‌های تعدیل اقتصادی آغاز کرد. در سال ۱۳۷۵، نرخ تورم به ۲۳.۲ درصد رسید و شورای عالی کار حداقل دستمزد را ۲۰ هزار و ۷۲۱ تومان تعیین کرد. در آن مقطع، قدرت خرید سکه افزایش یافت و یک کارگر با دو ماه پس‌انداز می‌توانست یک سکه ۴۱ هزار تومانی بخرد.

اما بازار خودرو مسیر دیگری را طی کرد. گزارش‌ها حاکی از آن است که در دهۀ ۷۰ جهش بی‌سابقه‌ای در قیمت خودرو به وجود آمد. اگرچه در این دهه خودرو «پراید» در ایران تولید می‌شد، اما این خودرو ارزان‌ترین خودرو در بازار نبود؛ لذا برای این گزارش به قیمت ارزان‌ترین خودرو در سال ۱۳۷۵ یعنی رنو ۵ استناد می‌کنیم؛ خودرویی که بین ۱.۵ تا ۱.۸ میلیون تومان قیمت داشت و برای قشر فرودست و کارگر ایران در دسترس‌ترین خودروی قابل خریداری به شمار می‌رفت.

جهش قیمت در این دوره، خودرو را از یک کالای مصرفی به یک دارایی گران‌قیمت برای بسیاری از خانوارها تبدیل کرد؛ روندی که در دهه‌های بعد نیز ادامه یافت.

در میانه دهه ۸۰، شرایط تا حدی تغییر کرد. در سال ۱۳۸۵، نرخ تورم به ۱۱.۹ درصد کاهش یافت و حداقل دستمزد به ۱۵۰ هزار تومان رسید. در این دوره، یک کارگر برای خرید یک پراید ۷.۵ میلیون تومانی به حدود ۵۰ ماه یعنی ۴ سال و ۲ ماه پس‌انداز نیاز داشت.

بهترین دوره خرید خودرو برای کارگران در سال ۱۳۹۵ رقم خورد. تورم تک‌رقمی ۹ درصدی و حداقل دستمزد ۸۱۲ هزار تومانی باعث شد یک کارگر بتواند با ۲۶ ماه، یعنی حدود ۲ سال و ۲ ماه پس‌انداز، یک پراید ۲۰.۸ میلیون تومانی را از کارخانه خریداری کند.

بررسی قدرت خرید کارگران حداقل‌بگیر طی پنج دهه نشان می‌دهد که زمان انتظار برای خرید یک خودروی اقتصادی، از ۲ سال و ۸ ماه در دهه ۶۰ به ۶ سال و ۴ ماه رسیده است.

 

در نهایت، اعداد این گزارش تنها یک عقب‌گرد اقتصادی را نشان نمی‌دهند، بلکه راوی مرگ یک رؤیای ساده در طبقه کارگرند. کارگر دهه شصت، با وجود سایه سنگین جنگ و اقتصاد کوپنی، می‌دانست که اگر کمتر از سه سال دندان روی جگر بگذارد، صاحب خوردوی شخصی می شود؛ وسیله‌ای که هم عصای دست خانواده بود، هم ابزاری برای کمک‌خرج بودن و هم سرمایه‌ای کوچک برای روز مبادا.

اما امروز در سال ۱۴۰۵، حتی اگر کارگر معجزه کند و بیش از شش سالِ تمام، هزینه‌های مسکن، خوراک و پوشاک را از زندگی‌اش فاکتور بگیرد، تازه به ارزان‌ترین خودروی بازاری می‌رسد که هر روز با سرعتی سرسام‌آور از توان او دور و دورتر می‌شود.

نیم قرن پیش، خرید خودرو برای یک کارگر، پله‌ای برای ارتقای سطح رفاه و فرار از فشارهای اقتصادی بود؛ امروز اما، سرابی است که هرچه به سمتش می‌دود، بیشتر در باتلاق تورم جا می‌ماند. پیام روشن این نیم قرن دویدن و نرسیدن این است: ما دیگر صرفاً با پدیده‌ی «تأخیر در خرید» مواجه نیستیم؛ ما با ظهور نسل جدیدی از طبقه کارگر روبه‌رو هستیم که پیشاپیش، از بدیهی‌ترین ابزارهای رفاه و آینده‌نگری خلع‌ید شده است.

 

منبع : ایلنا
ارسال نظر